عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

448

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

باشد هر دو را رجم كنند ، لقول عمر : « انّ اللَّه بعث محمدا بالحقّ و انزل عليه الكتاب ، و كان ممّا انزل اللَّه آية الرّجم ، و رجم رسول اللَّه ( ص ) ، و رجمنا بعده ، و الرّجم فى الكتاب اللَّه حقّ على من زنى اذا احصن من الرّجال و النّساء ، اذا قامت البيّنة ، او كان الحبل او الاعتراف ، و اگر يكى محصن باشد و يكى نه ، بر محصن رجم است و بر غير محصن جلد و تغريب ، و شرط احصان بلوغ است ، و عقل ، و حرّيّت ، و اصابت در نكاحى درست و كيفيّت رجم آنست كه سنگ در وى مىاندازند تا هلاك شود ، و اگر در ميانه بگريزد ، و حدّ وى باقرار واجب شده است نه به بيّنه ، از پس وى نبايد رفت و فرو بايد گذاشت ، كه در خبر است كه يكى را سنگسار ميكردند در عهد رسول ( ص ) . چون سنگ بوى رسيد بگريخت . از پس وى برفتند و او را ميزدند تا هلاك شد . رسول خدا گفت : هلّا تركتموه لعلّه يتوب فيتوب اللَّه عليه ؟ ! و اگر كسى اقرار دهد بزنا ، پس از آن اقرار خويش باز آيد ، آن رجوع از وى مقبولست ، و حدّ از وى بيفتد ؛ و اگر زنى حامل باشد كه مستوجب رجم بود تا بار ننهد او را رجم نكنند ، لما روى انّ امرأة من غامد من الأزد جاءت الى رسول اللَّه ( ص ) ، فقالت : يا رسول اللَّه طهّرنى ، فقال : ويحك ! ارجعى فاستغفرى اللَّه و توبى اليه ، فقالت : تريد ان تردّدنى كما رددت ماعز بن مالك ؟ انّما حبلى من الزّنا . فقال : زنيت ؟ قالت : نعم . قال لها : حتّى تضعى ما فى بطنك . قال : فكفّلها رجل من الانصار حتّى وضعت . فاتى النّبيّ ( ص ) ، فقال : قد وضعت الغامديّة . فقال : اذا لا نرجمها و ندع ولدها صغيرا ! ليس له من يرضعها ( ! ) . فقام رجل من الانصار ، فقال : الىّ رضاعه يا نبىّ اللَّه . فرجمها . و اگر زانى يا زانيه نه محصن باشد ، حدّ وى ، اگر آزاد باشد صد تازيانه است ، و اگر بنده بود يا كنيزك پنجاه تازيانه . و بر روى « 1 » وى نزنند ، و بر جايى كه مقتل بود نزنند ، امّا بر سر زنند كه جاى شيطان سر است ، و قهر شيطان در آن است ، كذلك قال ابو بكر

--> ( 1 ) - نسخه : تروى ( بضم تاء ) )